خاطره علامه آشتیانی ازآیت الله واعظ طبسی

یادم می آید درسال های 69-68 مدتی درمدرسه علمیه امام صادق(ع) ازمدارس مرحوم آیت الله میلانی ساکن بودم .دراین مدرسه که به اصطلاح ازمدارس آزاد حوزه به شمارمی آمد ،علامه سیدجلال آشتیانی ،عصرها فلسفه تدریس می کردند . ماه رمضان که می شد ،استاد درس خود را به بعد ازافطار منتقل می کردند. دراین زمان ،درس کفایه می خواندم وبا این که حوزه درماه رمضان تعطیل می شد ،اما درحوزه می ماندم وبه درسم ادامه می دادم.

در ایامی که ساکن مدرسه امام صادق(ع) بودم ،یک شب استاد آشتیانی بعد ازافطاربرای درس تشریف آوردند درحالی که هیچ یک ازانگشت شمار شاگردان استاد هم  حضورنیافته بود .حجره ما درطبقه بالای مدرس (محل تدریس) ایشان قرارداشت ومشرف برحیاط مدرسه بود. ازآن جا که می دانستم استاد بسیاراهل چای هستند ، بی درنگ یک قوری چای روی پیک نیک درست کردم ومشتاقانه به محضرعلامه شرفیاب شدم. انسان بسیارخوش صحبت وگرمی بودند .

عرض ادب کردم ونشستم  وازقوری چایی که برده بودم ، برای استاد چای ریختم .  با همان صدای خش داربرآمده ازحنجره سیگارکش (ایشان بسیارسیگارمی کشیدند) پرسیدند :اهل کجایی ؟ پاسخ دادم:طبسی هستم.خاطره ای ازآیت الله طبسی تعریف کردند.گفتند: زمان انتخابات مجلس (سوم دراواخرسال 66) ،جریان موسوم به چپ ،موج تخریبی سنگینی را  علیه آیت ا…واعظ طبسی به راه انداخته بود.

خبراین هجمه سنگین که به امام (ره) رسید ، حاج احمدآقا به من زنگ زدند وازاوضاع مشهد وآقای طبسی پرسیدند . گفتم : اگرآقای طبسی نماینده شماست (حضرت امام (ره) ) ، حفظش کنید. ظاهرا به دنبال همین مشورت وبه منظورحمایت ازآیت الله طبسی (ره) بود که  حضرت امام خمینی(ره) نامه معروف خود خطاب به آیت الله طبسی را نوشتند ودراین نامه،  آیت الله طبسی (ره) را مدیری لایق توصیف کردند.

خاطره محمدعلی ندائی روزنامه خراسان

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *