زندگینامه علامه سید جلال الدین آشتیانی (کتاب جلال حکمت)

موطن و مولد

آشتیان امروز، تقریباً همان سرزمینی است که در متون کهن «وَرَه » نامیده شده است . البلدان یعقوبی (ح 280 ق) از وره نام برده است . با توجه به روایات مربوط به آتشکده های واقع در رستاق وره و فراهان می توان حدس زد، این ناحیه در دورة پیش از اسلام از اهمیتی برخوردار بوده است . فتح مناطق وره ، طَبْرِس و فراهان در سال های 23 یا 24 ق انجام شده است . تاریخ قم (ح 378 ق) از اشتجان در رستاق و رهام برده است . میرزا محمّد علی بلبل آشتیانی (زنده در 1060 ق)، مستوفی اصفهان در عصر صفوی و شاعر، میرزا حسن آشتیانی (م 1261 ق)، مستوفی عهد محمّد شاه ، حاج میرزا حسن آشتیانی (م 1319 ق) و فرزندان دانشمندش و عباس اقبال آشتیانی (م 1349ش ) محقق و مورخ شهیر و ده ها چهرة دیگر در تاریخ علم و فرزانگی این مرز و بوم از این دیارند.

آیت الله میرزا مهدی آشتیانی مشهور به فیلسوف شرق، آیت الله میرزا احمد آشتیانی حکیم و فیلسوف و آیت الله سید جلال الدین آشتیانی یا به عبارتی «آشتیانی های ثلاث » سه نام بلند آوازه ای است که در تعلیم و گسترش فلسفة اسلامی در دوران معاصر نقش مهمی داشته اند. کمتر کسی است که با فلسفه و عرفان اسلامی سر وکار داشته باشد و با نام و آثار این گرامی گوهران فرهیخته آشنا نباشد.

میرجلال الدین موسوی آشتیانی ، در سال 1304 ش ، در دارالمؤمنین آشتیان پا به عرصة حیات گذاشت .1 پس از دوران طفولیت در دبستان خاقانی تحصیل کرد و در مکتب خانه های آشتیان ، نزد مکتب داران و اساتید محلی ، گلستان سعدی ، نصاب الصبیان ، تاریخ عجم ،استاد آشتیانی از عوامل تعریض و تطویل تاریخ فلسفه اسلامی در عصر حاضر است او توانست غبار نسخ را از میراث فلسفی ایران و اسلام بزدایدکلیله ودمنه ، جامع المقدمات و مختصری از دُرّة نادری ، بخشی از سیوطی و حُسنِ خط را فرا گرفت .2

هوش ، استعداد و پشتکار سید جلال ، در کسب علم و دانش ، مورد توجه و شناخت پیشوای دینی شهر، مرحوم آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم دانش آشتیانی ـ قدّس سره العزیز3 ـ واقع شد و آن مرحوم ، نیک دریافت که دانشور جوان ، باید علم را در غربت به دست آورد، و در آن محیط کوچک نماند و به اقیانوس ، رهنمون شود.

آشتیانی با مساعدت و تشویق آیت الله دانش ، در سال 1323ش به قم رفت و در کنار بارگاه ملکوتی کریمة اهل بیت ، حضرت فاطمه معصومه (ع) به تحصیل مشغول شد.

 

اساتید

سرگذشت حوزه های علوم اسلامی و دست آوردهای گرانبار آن بی تردید از خواندنی ترین ، آموزنده ترین و شگفت ترین نمونه های همة مراکز علوم و اندیشه و تحقیق در همة آکادمی ها، دانشگاه ها و مدارس ، در همة تاریخ جهان است .

روش آموزش و تدریس ، انگیزة تعلیم و تعلّم ، روابط استاد و شاگرد و کمیت و کیفیت دروس ، شرایط زندگی دوران تحصیل و ده ها عنوان دیگر، در حوزه های علوم دینی ، بایستة بحث مفصلی است و تحقیق ارزنده و جذابی در پی دارد.

استاد سیدجلال الدین آشتیانی ، از زمرة برترین نمونه ها و ارزشمندترین گوهرهایی است که در چنین محیطی ملکوتی و آسمانی پرورش یافت و به قله های رفیع علم و مدارج والای دانایی دست آزید. محضر نیک مردان سترگ میدان فقه و اصول و حکمت و فلسفه و تفسیر را قدر نهاد و با جد و جهد و تلاش و کوشش وصف ناپذیر خود، زلال معرف ایشان را آموخت و خود تاریخ پرافتخار حکمت و فلسفة اسلامی شد.

ای در رخ تــو پیدا انــوار پادشاهـــی //در فکرتِ تـــو پنهـان ، صــد حکمت الهـــی

بــر اهـــرمن نتابد انوار اسـم اعظــم// ملکْ آنِ تست و خاتم ، فرمای هر چه خواهی

در حکمت سلیمان هر کس که شک نماید //بــر عقل و دانش او، خندند مــرغ و مـاهـی

باز، ارچه گاه گاهــی ، بر سر نهد کلاهی// مـرغـان قــاف دانند، آیین پـــادشــاهـــی

اساتید او را به اختصار بر می شماریم :

 

1. آیت الله میرزا رضی تبریزی (1294 ـ 1370 ق)

متولد تبریز بود و مقدمات علوم را در آن شهر گذراند. به نجف رفت و از محضر صاحب کفایه ، صاحب عروه و شیخ الشریعه اصفهانی بهره برد. در 1334 ق به تبریز بازگشت و در 1348 ق به قم آمد و مشغول تدریس شد. وی در 1370 ق درگذشت .4

استاد آشتیانی مدت یک سال و نیم در درس فقه او حاضر شده است .5

 

2. آیت الله شیخ محمّد صدوقی یزدی (1327 ـ 1401 ق)

مقدمات علوم را در یزد طی کرد و به قم آمد. در درس آیت الله حائری یزدی ، سید صدرالدین صدر، سید محمّد تقی خوانساری ، سید محمّد حجت و امام خمینی شرکت کرد. پس از انقلاب به یزد رفت و امامت جمعة این شهر را به عهده گرفت . عمر او به شهادت در نماز جمعه ختم شد.6

علامة آشتیانی ، دربارة استادشان فرموده اند:

«قم که آمدیم ، مغنی و مطوّل را پیش مرحوم صدوقی خواندم . ایشان خیلی خوش بیان و خوش تقریر و خیلی پرحافظه بود و این کتاب ها را خیلی عالی درس می گفت . بعد، شرح لمعه را هم پیش ایشان و چند نفر دیگر خواندم ، تا رسائل و مکاسب را هم خواندم .»7

 

3. آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی (1292 ـ 1380 ق)

ایشان در اصفهان از آقا سید محمّد باقر دُرچه ای ، ملا محمّد کاشی ، ابوالمعالی کلباسی ، سید محمّد تقی مدرس و میرزا جهانگیرخان قشقایی ، استفاده کرده بود. در نجف به درس صاحب کفایه ، صاحب عروه و شیخ الشریعة اصفهانی حاضر شد و در 1329 ق به بروجرد باز گشت . به سال 1364 ق به قم آمد و به درخواست علمای این شهر در قم ماند. مرجعیت و زعامت شیعه به او ختم شد.8

جلال الدین آشتیانی سال ها در درسِ پر شور آن زعیم والامقام ، حاضر شد و مورد توجه ایشان قرار گرفت . خود در این باره نوشته است :

«این مرجع عالیقدر، مدت 9 سال تمام با کمال رأفت و گشاده رویی و اظهار عطوفت و مهربانی هرچه تمام تر، کلیّة مخارج تحصیلی حقیر را متکفل بودند و حقیر در ظل مراحم این استاد بزرگ و عظیم الشأن ، در کمال آرامش و راحتی خیال و فراغت بال ، به تحصیل اشتغال داشت . اگر در عالم معرفت و فضیلت ، بهره ای نصیب حقیر شده باشد و در تحصیلات خود، توفیقی حاصل کرده باشد، نتیجة عنایات و توجهات این روحانی جلیل القدر است . اعلی الله قدره فی النشئآت الالهیه . مدت هشت سال متوالی از حوزة تدریس آن جناب استفاده نمودم .»9

 

4. آیت الله حاج شیخ مهدی امیرکلایی مازندرانی (1302 ـ 1378)

ایشان از فقها و حکمای طراز اوّل حوزة قم بود. در تهران از حاج شیخ فضل الله نوری شهید، سید علی اکبر لاهیجی ، میرزا هاشم اشکوری ، آقا میر شهاب نیریزی و آقا حسن کرمانشاهی بهره برد. به نجف رفت و درس صاحب عروه ، صاحب کفایه ، شیخ الشریعة اصفهانی و میرزا محمّد حسین نائینی را درک کرد. در قم ، حوزة درس تشکیل داد و شاگردان زیادی داشت .10

آشتیانی به سفارش آیت الله میرزا مهدی آشتیانی ، به درس حاج شیخ مهدی مازندرانی حاضر شد و منظومة سبزواری و بعد، نیمی از شوارق و مقداری از مکاسب را از وی استفاده کرد.11

 

 

5. آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی (1306 ـ 1396 ق)

او از اسطوانه های فلسفه و حکمت متعالیه بود. پس از اخذ مقدمات علوم به قم آمد و از حاج شیخ عبدالکریم حائری استفاده کرد. در تهران از اساتیدی چون ، آقا حسن کرمانشاهی ، میرزا ابراهیم زنجانی ، سید محمّد تنکابنی ، شیخ عبدالنبی نوری ، شیخ محمّدرضا نوری و میرزا محمود قمی ، بهره برد. استاد بلامنازع علوم عقلی بود و جمع زیادی در درس او تربیت یافتند.12

استاد از او چنین یاد کرده است :

در فلسفه و تدریس اسفار، کرّ و فرّ داشت و واقعاً ید وبیضا می نمود. و به عبارت واضح تر در مقام بیان مقاصد ملاصدرا، از ذکر دقیقه ای ، فروگذار نمی کرد و به واسطة بیان زیبا و عذوبت تقریر و طلاقت لسان خاص خود، مستمع صاحب فهم را مجذوب می نمود و در مقام بیان مطالب یک صفحه اسفار، چنان مطالب را جای خاص خود ادا می کرد، که واقعاً آدم به عیان می دید، که در مقام بیان مراد مؤلف ، نه یک کلمه زاید به زبان او جاری می شد و نه یک کلمه کم .13

درس اسفار مرحوم رفیعی که به اصرار آشتیانی روزی دو درس بود، استاد ابراهیمی دینانی و میرزا ابوالقاسم خرمشاهی هم شرکت کردند.

استاد آشتیانی در جای دیگر از آیت الله رفیعی چنین یاد کرده است : کتاب اسفار و حواشی ملاصدرا و مفاتیح الغیب و حواشی ملاصدرا بر حکمت الاشراق را در حافظه داشت و خداوند گویا او را برای تدریس اسفار خلق کرده بود. نگارنده بعد از چند جلسه گمشدة خود را یافتم . آن مرحوم عنآیت خاص به حقیر داشت … استاد ـ اعلی الله درجاته ـ در عرفان تخصص نداشت ایشان از حوزة آقا میرزا هاشم استفاده نکرده بود. نگارنده و چند نفر از دوستان که در خدمتشان سفر نفس اسفار می خواندیم ، استدعا کردیم ، مقدمة قیصری تدریس بفرمایند؛ در همان ابتدای ورود، در مقام تقریر فصل اول مقدمات قیصری معلوم شد که استاد در عرفانیات توانایی ندارد و آن مجذوبیت بیان ، در این مقام و مشهد از او دیده نمی شد، بنده احساس کردم مرد میدان فصوص ابن عربی نیست. مرحوم رفیعی به خواهش حقیر ایام تعطیلی نوروز به قم مشرف شدند. حقیر و مرحوم استاد علامه حاج آقا مصطفی و برخی از دوستان سفر نفس اسفار را خدمت ایشان شروع کردیم و درس خارج اصولی هم برای ایشان قرار دادیم ، به این عنوان که مدتی در قم از محضرشان استفاده کنیم . حضرت امام ـ مدظله ـ فرمودند: دو سال هم بتوانید آقای حاج سید ابوالحسن را در قم نگه دارید، غنیمت است ، ولی ایشان بعد از یک ماه مصمم شد که به قزوین مراجعت کند.14

آیت الله رفیعی قزوینی در تقریظی که به شرح مقدمة فصوص زده اند، مراتب علمی آشتیانی را گواهی و تأیید کرده است .15

 

6. آیت الله علامه سید محمّد حسین طباطبایی تبریزی (1321 ـ 1402 ق)

فیلسوف و مفسر بزرگ عصر ما در تبریز متولد شد و پس از گذراندن مقدمات علوم به نجف رفت . شیخ محمّد حسین تنکابنی ، میرزای نائینی ، سید ابوالحسن اصفهانی در فقه و اصول ، سید ابوالقاسم خونساری در ریاضیات و سید حسین بادکوبه ای و میرزا احمد آشتیانی در معقول از اساتید او محسوب می شوند. سال ها در تبریز بود و در 1325 به قم آمد. حوزة درس تفسیر و فلسفة او از با برکت ترین محافل علمی دوران معاصر و تفسیر المیزان ، اثر جاودان اوست .16

استاد آشتیانی نوشته اند:

«مدت هشت سال نیز به حوزة تدریس فلسفه و تفسیر قرآن کریم ، و اصول فقه استاد دانشمند و محقق جامع ، مشعل فروزان علوم عقلی در حوزة علمیة قم ، آقای حاج سید محمّد حسین طباطبایی تبریزی ـ مدظله ـ حاضر شد [شدم ]. الهیات کتاب شفای شیخ الرئیس و الهیات بالمعنی الاخص اسفار و امور عامة این کتاب را به انضمام قریب به یک دورة اصول و فقه و قسمتی از تفسیر قرآن مجید را، خدمت آن جناب قرائت نمود.»17

 

7. آیت الله سید حسن موسوی بجنوردی (1316 ـ 1396 ق)

نسب او به سید ابراهیم مجاب ، نوادة امام موسی بن جعفر(ع) می رسد. در مشهد از میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ، حاج فاضل خراسانی ، آقا بزرگ حکیم شهیدی ، آقا محمّد آقازادة کفایی و حاج آقا حسین قمی درس گرفت . در 1340 ق به نجف رفت و محضر آقا ضیاء الدین عراقی ، میرزا محمّد حسین نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی را درک کرد. در فقه ، اصول ، فلسفه ، ادبیات و اطلاعات تاریخی و جغرافیایی ، مشهور بود. القواعد الفقهیه ، مهم ترین تألیف اوست .18

آشتیانی دربارة استاد خود گفته است :

«دو سال درس ایشان رفتم . منتها او هم از آن اشخاص نادری بود که بنده در عصر خودم دیدم . اولاً ایشان ، در ادبیات شاگرد ادیب نیشابوری بوده و از حافظة حیرت آور، برخوردار بود که آقا شیخ محمّد رضای مظفر به من گفت ، آقا میرزا حسن قریب صدهزار بیت از قصائد عربی که در مدح حضرت امیر(ع) گفته شده ، حفظ است … آن وقت در فارسی هم که زبان مادریش بود، تمام خاقانی ، قاآنی ، ناصرخسرو و از خزانیه های منوچهری می خواند، سنائی ، حتی از ملک الشعرای بهار و شعرای معاصر، گاهی اوقات شعرهای فکاهی از ایرج میرزا می خواند. او هم از اساتید بزرگی بود که آن طور که باید و شاید تجلیلی از او نشد.»19

 

8. آیت الله میرزا مهدی آشتیانی (فیلسوف شرق) (1306 ـ 1372ق)

سال درگذشت عارف نامدار، آقا محمّد رضا قمشه ای ، تهران شاهد تولّد کودکی بود که چیزی نگذشت که آثار خرد و هوش او همه را حیران ساخت . پدرش آیت الله آقا میرزا جعفر آشتیانی (م 1327 ق)، داماد و شاگرد میرزای بزرگ آشتیانی است . میرزا مهدی در محضر پدر دانشمندش و اساتید بزرگ زمان خود مانند: شیخ مسیح طالقانی ، شیخ فضل الله شهید نوری ، آقامیر شیرازی ، آقا حسن کرمانشاهی ، میرزا هاشم اشکوری گیلانی ، در تهران و صاحب عروه ، صاحب کفایه ، میرزای نائینی ، آقا ضیاء الدین عراقی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی ، در نجف ، کسب فیض کرد و به مرتبه ای بلند از علم و عمل و تقوا رسید. مسافرت های زیادی به بخارا، مصر، اسکندریه ، برلن ، پاریس ، روم ، هند، و بلژیک کرد و با فلاسفه و دانایان روزگار ملاقات و مباحثه نمود.20

استاد جلال الدین آشتیانی اگر چه به طور مرتب و مستمر، شاگردی میرزا مهدی را نکرده ؛ ولی استفاده های زیادی از ایشان نموده است . خود می نویسد:

«این جانب چندین سال ، ایام تعطیل ، خدمت آن بزرگوار می رسیدم … از ناحیة حافظة غرا و سرعت انتقال ، در مقابل مشکل ترین سؤال ، جواب کافی و شافی در حافظه داشت و حقیر افسوس می خوردم از این که ، توفیق استفادة کامل از محضر آن استاد را نیافتم . … یک سال که تاریخ آن را به یاد ندارم ، از قم رفتم تهران ، به قدری هوا گرم بود که قابل تحمّل نبود. آقای آشتیانی [میرزا مهدی] ، به من فرمود: کجا برویم ، تا از این گرمای کشنده نجات پیدا کنیم ، عرض کردم : برویم آشتیان و از آنجا برویم پُوگرد، ملکی که معتصم الملک به حاج شیخ مرتضی آشتیانی بخشیده بود و حاج شیخ آن را به ، آقا میرزا محمود و آقا میرزا ابراهیم و آقا میرزا اسماعیل منتقل نموده بود. نزدیک پامنار رو به میدان توپخانه ، چندین گاراژ وجود داشت که یکی از آن گاراژها، مسافر به آشتیان و گرَکان و تفرش می بُرد. آقا میرزا ابراهیم ، نامه ای به مرحوم حاج سمیعی نوشت . (پدر حاج سمیعی صد سال عمر کرد و میرزای آشتیانی که از نجف به آشتیان آمد را به یاد می آورد.) فردای همان روز ساعت 10 صبح ، خدمت آقای میرزا به طرف آشتیان حرکت کردیم ، دو شب در آشتیان بودیم و صبح سه شنبه ای ، از آشتیان به آهو و از آهو با عبور از گردنه ای توسط درازگوش ، به تدریج به پوگرد نزدیک شدیم … .»22

9. آیت الله میرزا احمد آشتیانی (1300 ـ 1395 ق)

او فرزند میرزای بزرگ آشتیانی (م 1319 ق) است . فقه و اصول را از پدر دانشورش و همچنین دیگر اساتید تهران آموخت . فلسفه و حکمت را از آقا میرزا هاشم اشکوری گیلانی ، آقا میر شهاب نیریزی ، آقا حسن کرمانشاهی ، میرزا علی اکبر حَکَمی یزدی و ملا محمّد هیدجی فرا گرفت . حدود ده سال مدرّس رسمی مدرسة سپه سالار بود، تا این که در 1340 به نجف رفته از محضر میرزای نائینی و آقا ضیاءالدین عراقی استفاده کرد. در 1350 به تهران آمد و به تدریس مشغول شد. با فوت آیت الله حاج شیخ مرتضی آشتیانی ، تولیت مدرسة مروی ـ که با اعلم علمای تهران است ـ به او منتقل شد. در تهران موقعیت ممتازی داشت .22

سید جلال آشتیانی نوشته است :

«بندة حقیر حدود یک سال به درس اسفار حضرت استاد کامل ، آقا میرزا احمد آشتیانی ـ اعلی الله مقامه ـ حاضر شدم … بعد از چاپ شرح خود بر مقدمة قیصری ، نسخه ای خدمت آن استاد تقدیم کردم . در نامه ای حقیر را بسیار تشویق نمودند و مرقوم داشتند «نوشتی و ننوشتی ». به عقیدة آن بزرگوار، کارم خالی از نقص نبود. لذا یک سال در دانشکدة ادبیات ، به تدریس پرداختم و هفته ای سه شب ، مطابق دستور آن بزرگوار، مشکلات فصّ آدمی و شیثی و فصّ نوحی را، با آن که ، نشاط گذشته را نداشتند، تقریر فرمودند، بنده خود، مشکلات را مطالعه و عنوان می کردم ، آن بزرگوار تقریر می فرمودند، حقیقتاً در دوران طلبگی ، بنده را بسیار تشویق می فرمودند.»23

وی در جای دیگر از آقا میرزا احمد، چنین یاد کرده است :

«آقای آقا میرزا احمد آشتیانی ، جامع ترین اساتید، در علوم عقلی و نقلی می باشند. معظم له ، در فلسفه و عرفان اسلامی ، استاد مسلم و ماهرند، در فنون ریاضی ، شخصی وارد و در طب قدیم ، یگانه استاد این عصراند، به طور مسلم ، از عهدة تدریس قانون شیخ و سایر کتب طبی بر می آیند.»24

علامه سید جلال الدین آشتیانی ، علاوه بر اساتید فوق، به صورت پراکنده و مختصر، در قم از حضرات آیات : سید محمّد حجت کوهکمری (1310 ـ 1372 ق)، سید محمّد تقی خوانساری (1305 ـ 1371 ق)، سید محمد محقق داماد (ح 1322 ـ 1388 ق)، حاج میرزا عبدالجواد جبل عاملی ، و در نجف از سید محسن حکیم (1264 ـ 1394 ق)، سید عبدالهادی شیرازی (1305 ـ 1371 ق) و شیخ حسین حلی (1309 ـ 1394 ق)، در اصفهان از حاج آقا رحیم ارباب (1297 ـ 1396 ق) و در شهرضا از ملاهادی فرزانة قمشه ای اصفهانی بهره ها برده است و خوشه ها چیده است . او همچنین مدتی در درس مطول شهید مطهری شرکت کرده بود و استصحاب رسائل را نیز نزد آن استاد فراگرفته بود.25

اساتید فرزانه ، استاد یگانه پرورش دادند و جلال الدین واسطة انتقال علم اسلاف به اخلاف شد.

ایشان از 1345 ش به مقام استادی دانشگاه مشهد رسید و در 1349 ش به مدیریت گروه فلسفه و حکمت دانشکدة الهیات این دانشگاه انتخاب شد. در 1355 جایزة بنیاد فرهنگی البرز به او تعلق گرفت . در 1375 بازنشسته شد و سال بعد، فرهنگستان علوم ، او را به عنوان دانشمند برجسته شناخت . بعد از بازنشستگی ، دانشگاه مشهد، دوباره وی را دعوت به تدریس کرد. آشتیانی در مهر 1378 نشان درجة یک دانش جمهوری اسلامی را دریافت کرد و در همین سال از تدریس رسمی کناره گرفت .

نقش استاد در فلسفه و حکمت معاصر

استاد آشتیانی از عوامل اصلی تعریض و تطویل تاریخ فلسفة اسلامی در عصر حاضر است.

اگر طول تاریخ فلسفة اسلامی را به معنای سیر زمانی ، طی سیزده قرن تفکر اسلامی ، و عرض تاریخ فلسفة اسلامی به معنای مباحث گوناگون فلسفی و آثاری که در این زمینه در هر دوران نگاشته شده و ارتباط فلسفه با سایر نحله های اندیشه و تفکر انتزاعی ، تلقی کنیم ، باید اذعان داشت که خدمات استاد آشتیانی ، در هر دو بُعد این تاریخ بسیار شایان توجه و عظیم است . از لحاظ سیر تاریخی فلسفة اسلامی ، ایشان دیدشان به مانند فلاسفة غربی که تاریخ فلسفه را خود فلسفه دانسته و برای مباحث فلسفی اصالتی خارج از زمان و دوران خاص تکوین این و آن اندیشه ، قائل نیستند، نبوده است ، بلکه با وجود توجه به پیوند حلقه مانند ادوار گوناگون فلسفة اسلامی ، برای مکتب های گوناگون فلسفة اسلامی ، اصالت قائل بوده و گفتار «أنظروا إلی ما قال و لاتنظروا إلی من قال » هیچ گاه از مدّنظر ایشان دور نبوده است و لذا تصور ایشان از فلسفة اسلامی و تاریخ آن ، از دیدگاه فلسفة اسلامی است و نه غربی .

از آنجا که برخی از ادوار فلسفة اسلامی ، بیشتر از ادوار دیگر، مورد مطالعه قرار گرفته بود، استاد آشتیانی همّ خود را مصروف حلقه های مفقودة سلسلة فلسفه و حکمت اسلامی کردند. در آغاز فعالیت های علمی ایشان ، تاریخ فلسفة اسلامی مانند سلسله جبالی رفیع بود در افق ، که فقط قله های مرتفع آن مشهود بود و آن هم تا حدی در پردة ابهام پنهان . ایشان به تجسس و تفحص در نشیب و فرازهای این قلل و تپه و ماهورهای کمتر نمایان آن پرداختند. چندان عنایتی به دوران اوّل تفکر فلسفی که دربارة آن آثار متعدد چاپ شده ، نداشته اند ولی به رابطة بین شیخ الرئیس و خواجه و حکمای فی مابین آن دو بزرگ مانند، بهمنیار و لوکری سخت علاقه مند بوده اند و توانستند رابطة نسل بعد از نسل حکمای مشائی را از استاد بزرگ این مکتب یعنی ابن سینا تا احیا کنندة افکار او در قرن هفتم یعنی خواجه نصیر در تحقیقات خود روشن سازند.

دوران بعدی تاریخ فلسفة اسلامی ، یعنی قرون هشتم تا دهم ، شاگردان خواجه و قطب الدین شیرازی و پیوند با مکتب اصفهان ، همواره مورد توجه ایشان بوده است .

استاد علاقه ای خاص به یکی از برجسته ترین شخصیت های این عصر داشته که همان ابن ترکة اصفهانی است و همین علاقه منجر به چاپ اثر بدیع این حکیم « تمهید القواعد » با مقدمة مبسوط ایشان شد.

از لحاظ تاریخ اندیشة عصر صفویه و دنبالة آن در دوران قاجاریه ، آثار آشتیانی ، واقعاً از لحاظ کمی و کیفی کم نظیر بلکه بتوان گفت بی نظیر است . ایشان بسیاری از گوشه و کنارهای تاریخ فلسفة این دوران را به صورتی بی سابقه روشن کردند و بر بسیاری از آراء متداول مانند ادعای به این که حکمت متعالیه سریعاً فراگیر شد و سایر مکتب های فلسفی را از صحنه بیرون راند، و یا این که شاگردان بلافاصلة ملاصدرا، به علت شرایط خاص سیاسی دوران خود، از حکمت متعالیه دوری جستند، خط بطلان کشیدند. ظهور کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، خود نظریة اولیه را مطرود ساخت و چاپ اصول المعارف ملامحسن فیض کاشانی ، استمرار تعالیم حکمت متعالیه را در نوشته های معروف ترین شاگرد او روشن ساخت .

نیز استاد، علاقه ای خاص به کشف نحوة استمرار مکتب آخوند و انتقال آن از اصفهان به قم و سپس دوباره به اصفهان و تهران داشتند و کوششی بلیغ در کشف آثار اردستانی و سایر حکمای گمنامی که رابط بین شاگردان ملاصدرا و ملاعلی نوری بودند مبذول داشتند و راه را برای محققان تصحیح او همراه با مقدمه های مفصلی است که نه فقط تحلیل متن بلکه تاریخ فلسفه اسلامی است پروفسور هانری کربن: آقای آشتیانی به نظر من مانند یک ملاصدرایی است که در عصر ما زندگی می کندبعدی هموار ساختند. کنکاش پیرامون تاریخ تفکر فلسفی در ایران ، در سده های اخیر بدون تفحصات راه گشای استاد آشتیانی ، غیر قابل تصور است .

و بالاخره از لحاظ سیر تاریخی فلسفة اسلامی ، باید به کوشش استاد آشتیانی در روشن ساختن سیر انتقال حکمت از اصفهان به تهران و تأسیس مکتب تهران در عصر قاجاریه و استمرار آن تا دوران معاصر اشاره کرد. ایشان در این زمینه ، تفحص در متون و رسائل خطی را با سنت شفاهی ـ که سینه به سینه انتقال یافته و از استادان او، که خود تربیت یافتگان این مکتب بودند دریافت شده بود ـ آمیختند و نکاتی مهم را در سیر اندیشة فلسفی از ملا اسمعیل خواجویی و ملا علی نوری تا استادان خودشان مانند سید محمّد عصار و سید ابوالحسن قزوینی روشن ساختند.26

البته تصحیحات ایشان از کتب نه تصحیح انتقادی بلکه اجتهادی بود، یعنی به همان نسخه ای که در دسترس بود، اکتفا می کرد و با تسلطی که به متن داشت ، مطلب را از آب در می آورد. اگر چه برخی به این شیوه انتقاد دارند و آن را تصحیح امروزین نمی دانند؛ اما باید توجه داشت که این منابع در زمانی به دست آمد که نه تنها شیوة مرسومی از تصحیح ، متداول نبود بلکه اساساً سنت تصحیح در میان حکیمان ، مهجور بود. او حکیمی بود که تصحیح و احیای متون متأخر با وی آغاز شد. این مطلب نیز گفتنی است که تصحیح او همراه با مقدمه های مفصلی است که برخی مانند مقدمة تمهید القواعد ابن ترکه ـ که اولین کتاب حوزة عرفان اسلامی است ـ مفصل و حدود دو برابر متن رساله است و این مقدمه ها نه فقط تحلیل متن ، بلکه تاریخ فلسفة اسلامی است .

 

استاد از دیدگاه صاحب نظران

مقام علمی و آفاق فکری سید جلال الدین آشتیانی ، ده ها سال است ، زبانزد صاحبان اندیشه و فکر و گوهرشناسان بزرگ می باشد.

مستشرق معروف فرانسوی پرفسور هانری کربن (1903 ـ 1979م ) بارها آشتیانی را ستوده و او را ملاصدرای عصر ما خوانده است . کسانی که کربن را می شناسند و سیطره و تسلط او را در فکر فلسفی و عرفانی ایرانی می دانند، یک می یابند، سخن او از چه پآیت بلند و دقیقی برخوردار است .

کربن نوشته است :

«در مساعی و تمایلات فکری خود، آقای آشتیانی به نظر من مانند یک ملاصدرایی است که در عصر ما زندگی می کند، به نحوی که ملاصدرایی دوباره زنده شده . گمان نکنم بتوانم تمجیدی بالاتر از این بیان کنم . آقای آشتیانی یک فیلسوف ایرانی است که نمایندة تمام عیار فلسفة دیرین است ، منتهی فلسفة دیرینی که به نحوی کاملاً امروزی درک شده است . به این صورت آثار ایشان شاهد تجدد این تفکر است که علائم بسیاری از آن را می توان در ایران معاصر مشاهده کرد.»27

دکتر داریوش شایگان دربارة استاد نوشته است :

«معرفی فرزانه مردی چون استاد جلال الدین آشتیانی که از ستون های استوار حکمت و فلسفة کشور ماست ، کار چندان آسانی نیست . مضافاً به این که این فرازنه مرد، دوست هم باشد. سید جلال ، مرد بسیار مهربان و گشاده رو است و اگر به کسی مهر بورزد، دوستی اش را بی دریغ ایثار می کند و در مقابل ، چشم داشتی نیز ندارد. جنبة دیگر این دوستی تلمذ بود. یعنی آموختن رموز عرفان و تصوف .

آشتیانی نقطة تبلور یک نحوة هستی است که از یک سو معطوف به قله های بزرگ تفکر این مرز و بوم است یعنی ابن سینا، شیخ اشراق و صدرالمتألهین و از سوی دیگر نگاهی است باز به سوی آینده ، کوتاه سخن ، آشتیانی ، دربرگیرندة بهترین صفات معنوی این آب و خاک است ، در آنچه طی قرون متمادی ، روح این قوم کهنسال به تقطیر فراهم کرده است . و با حوصلة مورچه وار، در کتب و رسائل ، آداب و خلقات ساری نموده است . از این رو ملاقات با او، فقط برخورد با یک شخصیت استثنایی نیست ، هر چند این شخصیت کم نظیر، بزرگوار و وارسته باشد، بلکه به نظر بنده برخورد با او یعنی تشرف به یکی از وجوه اصیل روح ایرانی ، یعنی برخورد با یک نهاد. نهادی که علی رغم گسست های زمانه و چرخ گیتی همچنان پابرجاست و مانند صخره ای عظیم از بلندی ها به عرصة زمان به گذشته و آینده می نگرد و شاید این دو را به هم پیوند می دهد و در این درنگ ، لنگرگاهی نیز برای ما می جوید.»28

استاد دانشمند دکتر مهدی محقق ، که خود از مفاخر و فرزانگان است ، آشتیانی را با کلام زیبایی ، معرفی می کند:

«متجاوز از پنجاه سال است که این حقیر، از افتخار دوستی و محبّت استاد استادان زمانه میر سید جلال الدین آشتیانی ، برخوردار هستم .»

علاّمة العلماء واللُّجّ الّذی لاینتهی و لکلّ لجَّ ساحلٌ

«سید جلال الدین آشتیانی ، همچون اسلاف خود از صفات برجسته و والای انسانی برخوردار است . همة عمر خود را به تحقیق و تتبّع و تدریس و تألیف کتاب ، سپری ساخته و در پی جاه و جلال دنیوی و احترام ظاهری نبوده و باقیات و صالحات را به جزئیات داثرات نفروخته است . جزاه الله عن العلم خیر الجزاء.»29

دکتر سید حسین نصر که سال ها از نزدیک با آقای آشتیانی محشور بوده و کار کرده است ، فعالیت او را چنین شرح می دهد:

«… در نتیجة فعالیت های علمی استاد آشتیانی عرض حیات فلسفی بسیاری از دوران های پرثمر فلسفة اسلامی ، بیش از پیش روش شد و عظمت چهرة بزرگانی که با وجود شهرت ، نامشان بیشتر از آثارشان به بوتة فراموشی سپرده شده بود نمایان شد. این امر حتی در مورد ملاصدرا صادق است . کیست که بتواند سهم بزرگ استاد آشتیانی رادر احیای تفکر ملاصدرا، که اکنون همه در جستجوی آثارش هستند انکار کند؟ هنگامی که به مناسبت چهارصدمین سال ولادت او به اشارة مرحوم علامة طباطبایی قرار شد، آثاری از او چاپ شود، چه آثاری از این حکیم بی بدیل در دسترس بود؟ اکنون پس از گذشت چند دهه ، شاید فراموش شده باشد که در آن زمان ، بجز اسفار و شواهد و چند رسالة چاپ سنگی که نادر بود، دسترسی به نوشته های این ستارة درخشان آسمان فلسفه ، در دوران اخیر امکان نداشت ، مگر برای آنان که می توانستند از نسخ خطی آثار او استفاده کنند. این امر دربارة رسائل حاجی نیز صاد است و در واقع بسیاری از این رسائل برای اولین بار، توسط استاد آشتیانی ویراسته شد و با تحلیل و نقد دقیق به طبع رسید.

در عرفان نیز بسیاری از آثار مهم عربی و فارسی متعلق به مکتب ابن عربی و در رأس آن مقدمة قیصری بر شرح فصوص ، که دوره ای کامل از عرفان نظری است ، توسط استاد بررسی و چاپ شد و شرح خود ایشان ، دوره ای کامل از عرفان عملی را به زبان فارسی در اختیار علاقه مندان به این علم عالی ، بلکه اعلی قرار داد… .»30

دکتر سید جعفر شهیدی در این باره می گوید:

«عارف وارسته و عالم در عزلت نشسته ، حضرت آقای آشتیانی دامت افاضاته را، بیش از نیم قرن است می شناسم ، و به او ارادت دارم . در سال 1325ش هنگام عزم تشرف به آستان قدس رضوی (ع) مدتی در قم به سر بردم . در آن روزها جناب آشتیانی هم در آن شهر مقدس به تحصیل مشغول بود و هنوز عمامه بر سر نگذاشته بود. اما به فضل و جهد و کوشش در راه تحصیل علم شهرت داشت .»31

 

 

آثار و تألیفات

ثمرة فعالیت های علمی و فلسفی استاد آشتیانی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

اول ـ تصحیح و تنقیح و شرح متون عرفانی از متقدمین و متأخرین از شرح فصوص قیصری گرفته تا آثار محمّدرضا قمشه ای و سید محمّد کاظم عصار.

دوم ـ تصحیح و تنقیح و شرح متون فلسفی که در این زمینه توجه ایشان ، بیشتر به حکمای بعدی و مخصوصاً پیروان مکتب ملاصدرا و خود او معطوف بوده است . ایشان ، آثار متعددی از صدرالمتألهین و نیز شاگردش ملا محسن فیض کاشانی و حکمای دوران قاجاریه مانند میرزا مهدی نراقی و ملاعبدالله و ملاعلی زنوزی و حاجی ملاهادی سبزواری و نیز برخی از معاصران مانند سید محمّد کاظم عصار را به حلیة طبع آراسته و با شروح و تفاسیر پر ارج خود این نصوص را زنده کرده اند.

سوم ـ تحقیق در تاریخ فلسفة اسلامی و نیز عرفان که بیشتر در مقدمه های مبسوط استاد بر متون گوناگون مانند الشواهد الربوبیة و شرح مشاعر آمده است ، علاوه بر منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، که خود منبع عظیمی برای تحقیق در تاریخ فلسفه از دوران میرداماد به بعد است . ایشان در برخی موارد برای اولین بار چگونگی انتقال سنت فلسفی را در اسلام نمودار استاد، همیشه از نبود یک تاریخ فلسفه و عرفان در ایران، متأثر و نگران بود آشتیانی با شجاعت مخصوص خود، در زمانی که بردن نام امام هم جرم بود، بی واهمه در بسیاری از آثار خود، نام آن عزیز را با احترام تمام می آورد و تجلیل می کرد ساخته اند، چنانکه در مورد تفحصی که در انتقال مکتب ملاصدرا از اصفهان به قم در پایان دوران صفوی کرده اند، مشهود است . تحقیقات ایشان در تاریخ عرفان نظری و گسترش مکتب ابن عربی نیز دارای ارزش فراوان است .

او همیشه از نبود یک تاریخ فلسفه و عرفان در ایران ، متأثر و نگران بود. می نویسد:

«نداشتن یک تاریخ فلسفه و عرفان و کیفیت پیدایش و رشد آن در ایران که هزاران استاد مسلم متون عقلی و علوم فلسفی از حکمت الهی و انواع و اقسام علوم ریاضی و طب از این گوشة جهان برخاسته اند و جهان را به نور علم خود روشن نمودند و دوران تاریکی و ظلمت ، چراغ روشنی بخش بوده اند، تأسف آور است . بی مبالاتی و بی فکری در نگهداری آثار و احیاء نام و نشان بزرگان علم و فضیلت منجر به غبن فاحش می شود.»32

چهارم ـ استاد آشتیانی فقط احیا کنندة متون عرفانی و فلسفی نیستند بلکه خود در این دو زمینه صاحب نظر و از حکمای برجستة معاصر محسوب می شوند. تحلیلات فلسفی و عرفانی ایشان نه تنها در کتبی به مانند هستی از نظر فلسفه و عرفان و شرح مقدمة قیصری بر فصوص الحکم دیده می شود، بلکه بسیاری از مقدمه ها و حواشی ایشان بر متون عرفانی و فلسفی گذشتگان خود حائز ارزش فراوان فلسفی و عرفانی است .

فقیه ، حکیم و فیلسوف بزرگ حاج سید ابوالحسن رفیعی قزوینی در مقدمه و تقریظی بر کتاب هستی از نظر فلسفه و عرفان فرموده اند:

«کتاب مستطاب هستی از نظر فلسفه و عرفان که از افکار عالیة جناب مستطاب قدوة العلماء الراسخین و سید الحکماء المتألهین آقای آقا سید جلال الدین آشتیانی ـ دامت افاضاته ـ تراوش نموده ، به قلم بلاغت شیم معظم له نگارش یافته ، مورد مطالعة حقیر قرار گرفت . پس از تأمّل و تدبّر در مطالب و محتویات آن بر هر شخص هوشمند محقق و بصیر معلوم خواهد شد که کتاب مزبور بهترین کتابی است که در مباحث راجعه به وجود نوشته شده است . چه آن که اکثر مباحث مشکله و معضله را به تحقیق وافی با بهترین اسلوب به مرحلة وضوح رسانیده و جمیع نکات معنویه و صوریه را به کار برده اند، و در مقام ردّ اوهام قاصرین دقیقه ای از ذکر حقیقت مطلب فروگذار ننموده اند. لهذا بر طالبین معارف حقیقیّه لازم است که کتاب مزبور را قدردانی نموده و در استفاده از تحقیقات آن غفلت نفرمایند. و هم از جناب مؤلف آن تقدیر و توقیر را به نحو کمال مراعات نمایند.»

بر این کتاب پرفسور هانری کربن و دکتر سید حسین نصر نیز مقدمه نوشته اند.

فهرست آثار گستردة آن فرزانه استاد، مجالی وسیع می طلبد که ما در این کوتاه به شماری از آنها اشاره می کنیم .34

بیشتر میراث معنوی او دارای چاپ های مکرر است و بوستان کتاب قم با همکاری هیئت تحقیقی فلسفی خود همة این آثار گرانقدر را با ویرایش جدید و با عنوان «آثار استاد آشتیانی » به چاپ می رساند که تاکنون 20 جلد آنها ارائه شده است .

 

الف ) تألیفات مستقل

  • 1. تفسیر سورة توحید، مشهد، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ، 1366ش .
  • 2. شرح بر زاد المسافر ملاصدرا، تهران ، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران ، چاپ اول ، 1359.
  • 3. شرح حال و آراء فلسفی ملاصدرا، مشهد، انتشارات زوار، چاپ اول ، 1339ش ، تهران ، نهضت زنان مسلمان ، چاپ دوم (1360ش ).
  • 4. شرح فصوص الحکم فارابی ، مشهد، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی ، 1353ش .
  • 5. شرح مقدمة قیصری بر فصوص الحکم ، تهران ، چاپ اول ، 1384هـ (1343ش )، چاپ دوم 1405هـ ، چاپ سوم (1370ش )، انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم (1372ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .
  • 6. هستی از نظر عرفان و فلسفه ، مشهد، انتشارات زوار، چاپ اول ، 1380 هـ (1338ش )، تهران ، نهضت زنان مسلمان ، چاپ دوم (1360ش )؛ چاپ سوم (1376ش ).

ب ) تعلیقات و تصحیحات و مقدمات آثار عرفانی و فلسفی

  • 7. اثولوجیا (با تعلیقات قاضی سعید قمی )، افلوطین ، تهران ، 1396هـ ، (1359ش )، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران .
  • 8 . اصل الاصول ، ملا نعیما گیلانی ، الف : تهران ، 1357ش ، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران ، ب : مندرج در منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد 3.
  • 9. اصول المعارف ، ملا محسن فیض کاشانی ، مشهد، چاپ اول ، 1359هـ (1354ش )، مؤسسة مطالعات اسلامی ، چاپ دوم 1412هـ (1371ش )، انتشارات امیر کبیر.
  • 10. انوار جلیه ، ملا عبدالله زنوزی ، تهران ، چاپ اول 1359هـ (1354ش )، مؤسسة مطالعات اسلامی ، چاپ دوم 1412هـ (1371ش )، انتشارات امیرکبیر.
  • 11. تحفه در مباحث علم ، ملانظر علی گیلانی ، الف : تهران ، 1357ش ، ب : مندرج در منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد4.
  • 12. تحفه المراد (شرح قصیدة میرفندرسکی )، عباس شریف دارابی با شرح خلخالی و گیلانی ، تهران ، 1372ش ، انتشارات الزهرا.
  • 13. تفسیر فاتحة الکتاب ، تهران ، 1402هـ (1360ش )، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران .
  • 14. تمهید القواعد، ابن ترکه با حواشی آقا محمّد رضا قمشه ای و آقای میرزا محمود قمی ، تهران ، چاپ اول 1396هـ (1355ش )، چاپ دوم 1402هـ (1360ش )، انجمن اسلامی حکمت و فلسفة ایران .
  • 15. رسالة المشاعر، صدرالمتألهین ، با شرح ملامحمّد لاهیجی ، چاپ اول ، 1384هـ (1343ش )، چاپ دوم (1360ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، چاپ سوم (1376ش )، تهران ، امیر کبیر.
  • 16. رسالة النصوص ، صدرالدین قونوی با تعلیقات میرزا هاشم اشکوری ، تهران ، 1362ش ، مرکز نشر دانشگاهی .
  • 17. رسالة نوریه در عالم مثال ، حکیم بهائی لاهیجی ، تهران ، چاپ اول ، 1397هـ (1350ش )، انجمن فلسفة ایران ، چاپ دوم 1404هـ (1351ش )، چاپ دوم (1362ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .
  • 18. رسائل فلسفی (متشابهات قرآن ـ المسایل القدسیه ـ اجوبة المسائل )، صدرالدین شیرازی ، مشهد، چاپ اول 1393هـ (1351ش )، چاپ دوم (1362ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .
  • 19. رسائل فلسفی شامل رساله تحفه (ملانظر علی گیلانی ) ـ رسالة وحدت وجود (ملا علی نوری ) ـ رسالة بسیط الحقیقة کل الاشیا (ملا علی نوری ).
  • 20. رسائل وحدت وجود و بداء، سید محمّد کاظم عصار، تهران ، 1389هـ (1348ش )، انجمن فلسفة ایران .
  • 21. رسائل التوحید و النبوة والولایة ، محقق قیصری .
  • 22. شرح فصوص الحکم ، مؤید الدین جندی (با همکاری دکتر ابراهیمی دینانی )، مشهد، 1361ش ، انتشارات دانشگاه فردوسی .
  • 23. شرح فصوص الحکم ، محمّد داوود قیصری رومی ، تهران ، 1375ش ، انتشارات علمی و فرهنگی .
  • 24. شرح دعاء المعرفة ، ملا محمّد علی فاضل خراسانی ، مشهد، نشریة دانشگاه الهیات ، ش 26/27(1357)، ص 65 ـ 129 و ش 28 (1358)، ص 67 ـ 136.
  • 25. شکوه شمس (سیری در آثار و افکار مولانا)، آن ماری شیمل ، ترجمة حسن لاهوتی ، تهران ، 1367ش ، شرکت انتشارات علمی فرهنگی .
  • 26. الشواهد الربوبیه ، صدرالدین شیرازی با تعلیقات حکیم سبزواری ، مشهد، چاپ اول 1386هـ (1346ش )، چاپ دوم ، (1360ش )، چاپ سوم (1373ش )، بیروت .
  • 27. قرة العیون ، ملامهدی نراقی ، تهران ، 1357ش ، انجمن فلسفة ایران .
  • 28. اللمعات الالهیه و الکلمات الوجیزه ، ملااحمد نراقی ، تهران ، 1398هـ (1357ش )، انجمن فلسفة ایران .
  • 29. لمعات الهیه ، ملا عبدالله زنوزی ، تهران ، چاپ اول ، 1395هـ ، انجمن فلسفة ایران ، چاپ دوم (1361ش )، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی .
  • 30. المبدء والمعاد، صدرالدین شیرازی ، تهران ، 1395هـ (1354ش )، انجمن فلسفة ایران .
  • 31. مجموعه رسائل حکیم سبزواری ، تهران ، چاپ اول 1389هـ (1348ش )، چاپ دوم (1361ش )، انجمن فلسفة ایران ، چاپ سوم 1412هـ (1370ش )، انتشارات اسوه .
  • 32. المسائل القدسیه ، صدرالدین شیرازی ، مشهد، (1391هـ ، انتشارات دانشکدة الهیات .
  • 33. مشار الدراری (شرح تائیه ابن فارض )، سعید الدین فرغانی ؛ تهران 1398هـ ، انجمن فلسفة ایران .
  • 34. مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة ، امام خمینی ، تهران ، چاپ اول 1413هـ (1372ش )، چاپ دوم (1373ش )، مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی .
  • 35. المظاهر الالهیه ، 1381هـ .
  • 36. مکاتب عرفانی ، سید احمد حائری و شیخ محمّد حسین غروی ، تهران ، نشریة جاویدان خرد، سال دوم ، شمارة اول .
  • 37. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد اول ، تهران ، چاپ اول 1392هـ (1350ش )، انجمن دولتی ایران و فرانسه ، چاپ دوم (1363ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، شامل منتخباتی از میرداماد؛ منتخباتی از رساله صناعیه میرفندرسکی ؛ آثاری از ملاصدرا؛ اثبات واجب از ملارجبعلی تبریزی ؛ منتخباتی از عبدالرزاق لاهیجی ؛ بخشی از تعلیقات شفا از آقا حسین خوانساری ؛ رسالة مسالک الیقین از ملا شمسا گیلانی .
  • 38. منتخباتی از آثار حکمای ایران ، جلد دوم ، تهران چاپ اول 1359هـ (1354ش )، انجمن دولتی ایران و فرانسه ، چاپ دوم (1363ش )، قم ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، شامل : حاشیه بر شفا از سید احمد علوی عاملی ؛ گزیدة اصول المعارف از فیض کاشانی ؛ شرح بر قبسات از محمّد بن علی رضا بن آقاجانی ؛ رساله در صنوف الناس در معاد از حسین تنکابنی ؛ رساله ای از قوام الدین رازی ؛ المعارف الالهیه از محمّد رفیع پیرزاده ؛ حاشیه بر شفا از ملا محمّد باقر سبزواری .
  • 39. منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران ، جلد سوم ، مشهد، 1355ش ، با همکاری انتشارات انجمن فلسفة ایران ، شامل : تعلیقات بر اثولوجیا از قاضی سعید قمی ؛ زواهر الحکم از میرزا حسن لاهیجی ؛ اصول الاصول از ملانعیما طالقانی ؛ حاشیه بر شفا از بهاءالدین محمّد اصفهانی ؛ شرح اسرار اسماء الحسنی از ملا عبدالرحیم دماوندی رازی .
  • 40. منتخباتی از اثار حکمای الهی ایران ، جلد چهارم ، مشهد، 1357ش ، با همکاری انتشارات انجمن فلسفة ایران ، شامل : حکمت صادقیه از ملاحمزة گیلانی ؛ رسالة ثمرة الفواد از ملااسماعیل خواجویی ؛ رساله در حدوث دهری از ملااسماعیل خواجویی ؛ رساله در مبداء و معاد از آقا محمّد بیدآبادی ؛ قرة العیون از ملامهدی نراقی ؛ رساله در وحدت وجود از آخوند نوری ؛ رسالة تحفه در مباحث علم از ملانظر علی گیلانی .
  • 41. نقد النصوص فی شرح نقش النصوص ، عبدالرحمن به احمد جامی به تصحیح ویلیام چیتیک ، تهران ، چاپ اول 1397هـ (1356ش )، انجمن فلسفة ایران ، چاپ دوم 1370ش )، مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی .
  • 42. هدایة الطالبین ، حکیم سبزواری ، مشهد 1347ش ، انتشارات اوقاف خراسان .
  • علاوه بر آثار فوق نوشته جات خطی زیادی از استاد وجود دارد که چاپ و نشر هر بخش از آنها دریچه ای به افق جدیدی از تاریخ حکمت و عرفان ماست .
  • ده ها مقاله و مصاحبه نیز از ایشان در مجلات و مطبوعات منتشر شده است ، که شمارش آن از حوصلة این کوتاه خارج است .35

تربیت شاگرد

با آن که ایشان بیشتر عمر و وقت خود را صرف تحقیق و تصحیح و تألیف نمودند؛ ولی از تدریس هم غافل نبود. محفل درس و افاضة ایشان در حوزه و دانشگاه میعاد دوست داران حکمت اسلامی و باغ پر طراوت زلال معارف توحیدی بود. مدتی در دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران تدریس نمود و از سال 1338ش که بر آستان ملک پاسبان قدس رضوی مشرف شد و در پرتو اشعة الطاف آن امام همام(ع) قرار گرفت ، در حوزه و دانشگاه مشهد مقدس درس داشته اند. در 1340 به دانشیاری دانشگاه فردوسی در رشتة فلسفه و تصوف اسلامی برگزیده شد و پس از نزدیک به چهل سال نورافشانی با بالاترین درجة استادی از این دانشگاه بازنشسته گردید.

از آغاز تدریس ، رابطه ای محکم بین استاد و شاگردانشان ایجاد شد. در طی قریب به چهل سال که این استاد مبرز به تدریس اشتغال داشته اند تعداد زیادی از طالبان دانش از محضرش استفاده کرده و برخی خود در زمرة دانشمندان و فلاسفه درآمده اند. این حلقه ها نه فقط در دانشگاه بلکه در خانة نیز تشکیل می شد و استاد مانند بزرگان سلف ، رابطه ای انسانی و پدرانه با شاگردان خود داشته اند.

شاگردان استاد آشتیانی ، به ایرانیان محدود نبوده ، و ایشان همواره متوجه اهمیت خاص اشاعة فلسفة اسلامی که خانه و مأوای آن در قرون اخیر بیشتر در ایران بوده است در سایر کشورهای اسلامی و نیز غرب و ژاپن داشته اند و در راه نیل به این هدف تعداد قابل توجهی دانشجوی خارجی پذیرفته و به تعلیم آنان در زمینة فلسفه و عرفان پرداخته اند. برخی از این افراد اکنون خود محققان و دانشمندان به نام هستند، مانند استاد ویلیام چیتیک که برجسته ترین مفسر افکار ابن عربی در جهان انگلیسی زبان است ، او مدتی نزد استاد فصوص و شروح آن را تلمذ کرد.

دکتر محمّد جعفر یا حقی دربارة شاگردان و مریدان استاد آشتیانی در اقصی نقاط جهان چنین گفته اند:

«آن سال ها که از مشهد بیرون نرفته بودم ، می دیدم که هانری کربن و سید حسین نصر و امثالهم چگونه مشتاقانه به دیدارش می شتابند و نیز هر کس بویی از فلسفه و عرفان به مشامش خورده است . بعدها که به اقصای عالم سفر کردم ، در هر محفلی که سخن از خراسان به میان می آمد، از کمبریج و آکسفورد و لیدن گرفته با برکلی و تورنتو و توکیو، همه از «استاد» می پرسیدند. اصلاً لفظ «استاد» در آن سوی عالم هم شده بود برایش عَلَم بالغلبه .

آکیرو ماتسوموتو از کجایی شنیده بود که معلمی از دانشگاه فردوسی مشهد برای تدریس زبان فارسی به توکیو آمده است . تلفن مرا با چه زحمتی پیدا کرده و زنگ زده بود که برای دیداری با هم قراری بگذاریم . وقتی روز جمعه 5مهر ماه 1370 در کیچی جوجی توکیو به سراغم آمد، فهمیدم که چیزی قریب سیصد کیلومتر راه از شهری دور به نام نیگاتا، که قبلاً دیده بودم ، آمده است تا سراغ مرشد و مرادش استاد آشتیانی را از من بگیرد، دیدم که «دوران باخبر در حضورند و نزدیکتان بی بصر دور». دو سه ساعتی با هم از مشهد گفتیم و او هر بار ترجیح و زمام سخن را به خاطراتش با استاد باز می گرداند. ماتسوموتو، استاد آن روز دانشگاه بین المللی ژاپن ، خود یکی از ده ها دانشجو و مرید استاد آشتیانی بود، که از گوشه و کنار جهان به مشهد شتافته و در ساحل دریای دانش و عرفان وی زانو زده و نام و یاد و آثار معرفت وی را در اقصای عالم پراکنده بودند.36

بی شک تا وقتی فلسفه و عرفان اسلامی زنده است و دوست داران و پژوهندگان حکمت به آثار «جلال حکمت » رجوع می کنند، نام سید جلال الدین آشتیانی بلند آوازه است. چنین بادا!

درنگی دیگر

استاد آشتیانی را باید مؤسس حوزة متأخر حکمت و عرفان در مشهد مقدس رضوی دانست . محفل گرمِ درس او پس از حکیم سبزواری (1289 ـ 1212 ق) در خراسان بی سابقه بود. با این استاد آشتیانی: لسان موعظه امام، دومی نداشت یا ما ندیدیم

«مرحوم امام، در ذوق و سلیقه علمی و پرهیز از ذکر مطالب غیرلازم نظیر ندارد»

تفاوت که آشتیانی از سلف خود، در حکمت و عرفان محی الدین متبحرتر بود.

قابل تأمل است که حوزة او به گونه ای نقد جریان های فکری مخالف نیز محسوب می شد. بحث از عدم تفکیک میان مبانی عقلی و دین ، بخشی از رئوس تعلیمی استاد آشتیانی بود.

آشتیانی همان شیوة سنتی را در تدریس دانست ، سنگین درس می گفت و در همة دروس گریز به عرفان می زد و به ولایت ختم می شد.37

عرفان و تشیع در یک چیز اشتراک دارند و آن مسألة ولایت است . و آشتیانی هم متخصص عرفان ابن عربی بود و هم مبانی تشیع را می دانست . او توانسته بود عرفان را با تعالیم اهل بیت پیوند بدهد و راوی دیار ناشناخته و آشناگر خاکیان با منازل قرب عرفانی باشد. از اهم این منازل آشنایی با منزل ولایت بود که به هنگام تبیین ، حلاوت ایمانش به این مقام هویدا بود. او عرفان غیر ولایی را جز گمراهی محض چیزی نمی دانست و مدعیان صوفی گری که نتوانسته اند بر اثر جهالت تعصب ، با ولایت دمساز گردند در حلقة حرمان گرفتار می دانست و غزالی را نمونة کامل این گروه به شمار می آورد.

عرفان مورد نظر آشتیانی ، مبتنی بر دو اصل توحید و ولایت بود و همه عمر علمی و عملی خود را در سودای این دو گوهر ارجمند، سپری کرد.

او در کتب فلسفی، در تحکیم توحید کوشید و در کتب عرفانی ، خلأ آثار عرفانی را جبران نمود و ولایت را جستجو می نمود و مبانی عرفانی را در ترویج ولایتِ مستند به روآیت نشر داد.

اگر به قول ابن عربی انسان سه نوع قرابت ـ معنوی (خاص عرفا)، صوری (بر حسب شریعت ) و طینتی (بر حسب نَسَب ) ـ به پیامبر اکرم(ص) می تواند داشته باشد، جلال ما هر سه قرابت را به آن وجود اقدس داشت .

او از سلالة پیامبر و متعصب نسبت به مقامات اهل بیت (ع) بود. هیچ کس نمی توانست یک کلمه ای بگوید که بخواهد ذره ای از شأن اهل بیت کم کند و کافی بود کسی بگوید که کسی مقاله ای نوشته و چنین چیزی راجع به حق اهل بیت نقل کرده است ، ده ها صفحه علیه او می نوشت .38

نکتة دیگری که استاد آشتیانی به آن اهتمام داشت «فلسفة اسلامی » بود، در برابر حرف مستشرقینی که ، فلسفة اسلامی را همان فلسفة یونان باستان می شمردند. او حکمت متعالیه و فلسفة اسلامی موجود در آثار ملاصدرا و اتباع او را در مقام مقایسه با اصول و قواعد اکابر حکمای یونانی اوسع ، اکمل و اتم می دانست، که مسائل بسیار عمیق و ارزنده در آن مورد بحث قرار گرفت و به تحریر درآمد و مبانی عمیق مطرح شد که یا به کلی جدید و بدیع است و یا به صورت ، ناقص در کتب اوایل مطرح شده است .39

و حرکت آن به سمت عالم جبروت الی فناءها فی الله و قسمت مهمی از امور عامه و کثیری از الهیات به فلسفه و حکمت لباسی نو و تازه پوشاند و روحی وسیع و با هیمنه در آن بدن نحیف دمید که در نزد ارباب درآیت و تحقیق نام بامسمای حکمت اسلامی به خود گرفت .40

اگر فیلسوف کسی باشد که دارای آرا و نظرات جدید فلسفی است ، به سختی می توان بعد از ملاصدرا، فیلسوفی پیدا کرد، اما از آن دید که استاد، فلسفة اسلامی را به خوبی درک کرده بود و یا به قول دکتر رضا داوری : «آشتیانی یک طلبة فلسفة اسلامی نبود، یک دانشمند فلسفة اسلامی نبود، با فلسفة اسلامی ، با محی الدین زندگی می کرد، آیا کسی که با این فلسفه زندگی کند، فیلسوف نیست ؟!41

اصل دیگری که در آثار و افکار استاد آشتیانی نمود و بروز دارد، عنصر ایرانیت است . او در احیای میراث فلسفی و عرفانی ایران اسلامی ، کوششی وسیع داشت . علاوه بر عطش علمی و عشق و علاقه اش به دانش ، دغدغه ای سرزمینی داشت و در برابر حرف کسانی که معتقد به ختم فلسفة ایران به ابن سینا بودند، مدت ها مطلب نوشت و ثابت کرد که اولاً فلسفة عربی نبوده بلکه ایرانی و اسلامی بوده است و ثانیاً بعد ابن سینا ایران عرصة حضور بسیاری از فلاسفه بوده است.

در همین راستا او یک دانشمند حوزیِ سنت گرا است که اصرار داشت بر خلاف معمول به فارسی بنویسد و حتی پاورقی های کتاب های عربی را در تصحیح به فارسی می نوشت و معتقد بود زبان فارسی ظرفیت بیان علمی را دارد.

او خط تحریری فارسی را نیز بسیار خوب و زیبا می نوشت .

مثنوی را خوب خوانده بود و به سعدی علاقة زیادی داشت و در شاهنامة فردوسی نیز بسیار غور کرده بود.

آشتیانی همین طور به حرف کسانی که دورة صفویه را زمان افول و غروب فکر فلسفی و عقلانی وانموده کرده اند، حساسیت داشت و بارها به نقد و رد آن پرداخت و با احیای آثار فلسفی و عرفانی متأخر، این معنا را اثبات کرد.

سلوک سبز

او با ترک همة علقه ها، اسوه ای در پاکبازی و خلوص علمی شد و در برابر همة افتخارات دروغین دیگران و مظاهر پست و شئون دنیوی ، سرود رهایی سرود. در سرشت او افتادگی و تواضع موج می زد و از خم و راست شدن هایی که برای احترام او انجام می شد، رنج می برد و نهیب نهی او در این خصوص تعارف بردار نبود.42

او نادره مردی بود که کیمیای علم را به نام و ننگ نیالود. نه بر اشتری سوار شد، نه خداوند رعیت و نه غلام شهریار بود.

غم فرهنگ و جامعه و مردم خورد. چنان صمیمی و متواضع مشی کرد و با مردم انس گرفت که کسی فکر نمی کرد او یگانة دوران است و…

تفریحش قهوه خانه های «بست بالا» بود، در کنار مردم می نشست ، به نقالی نقالان دل می سپرد، چای می نوشید و قلیان می کشید. همدمان ساده دلی داشت … آنان از او تقاضای روضة ماهانه می کردند و او لبخند می زد و می گفت صدایش را ندارم … .43

ملاصدرای ما غریب بود و غریبانه رفت ،…

نه تحت تأثیر متملقان بود و نه از هیاهوی معاندان می هراسید. آنچه را که درست می دانست می گفت و تعارفی با کسی نداشت و مطلبی را در پرده نگه نمی داشت . اهل مداهنه و غلو و مبالغه و تعارفات معمول نبود. آنچه حق می دانست ، بدون ملاحظه که به کسی برمی خورد یا نمی خورد، می گفت .

امام خمینی از منظر استاد آشتیانی

واپسین بخش این نوشتار را به بیان مختصری از دیدگاه مرحوم استاد، نسبت به حضرت امام اختصاص می دهیم .

اولین نکته ای که به ذهن می رسد این است که آشتیانی با شجاعت مخصوص خود، در زمانی که بردن نام امام هم جرم بود، بی واهمه در بسیاری از آثار خود، نام آن عزیز را با احترام تمام می آورد و تجلیل می کند. خود در این باره می گوید:

«در اغلب آثار خود از مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه مطلب نقل کرده ام … در دورانی که ذکر نام او قدغن و رسالة عملیة او به قول برخی از دانشجویان قاچاق بود، کسی از ارباب علم و معرفت به ما اعتراض نمی کرد چرا با این عناوین از آن بزرگ یاد می نمایی و ما نیز با شناسایی کامل و معرفت تام به او ارادت داشتیم و جاذبة علمی و جامعیت او تأثیری عمیق داشت .»44

آشتیانی پس از رحلت امام از خاطرات خویش چنین می گوید:

«… این بندة حقیر قدری بعد از شهریور 1320 خورشیدی که برای تحصیل به قم مشرف شدم، در مدرسة فیضیة حضرت امام سقی الله تربته را در مدرس زیر کتابخانه، در حالی که مشغول تدریس بودند، زیارت کردم و تمام مطالبی را که آن روز در یک ساعت تقریباً افاضت فرمودند به حافظه سپردم ، یعنی عباراتی را که با کمال طلاقت زبان و عذوبت بیان تقریر می فرمودند، از جاذبه ای حیرت آور بر خوردار بود که در بیان و تقریر و تحریر و عبارات نگنجد.

آن روزگار آقا جوان و فوالعاده با نشاط بود و سعی داشت معضلات تفهیم شود و الحق درصاحب ذوق یک نوع اهتزاز روحانی و طرب قدسی و ملکوتی در مستمع ایجاد می نمود. لسان موعظة امام دومی نداشت ، یا ما ندیدیم … .

… بعد از شهریور بیست زمانی که نگارنده ، به قصد تحصیل به شهر قم مشرف شدم آن مرد بزرگ استاد مسلم در حکمت متعالیه و از اساتید مسلم در کتب عالیه سطوح، در علم منقول بودند.

متجاوز از بیست سال شرح منظومه و اسفار تدریس کردند و یگانه مشعل فروزان علم توحید و معرفت ربوبی و استاد وحید در علم عرفان یعنی اسماء الله و نفیس ترین دانش بشری موروث از اولیاء، علم توحید و ولایت و نبوت و شؤون آن محسوب می شدند و مدتی برای برخی از ارباب معرفت شرح مقدمة قیصری بر فصوص را تدریس کردند، ولی محیط لیاقت آموزش اشرف علوم و فنون را نداشت .»45

اعتقاد به شخصیت علمی امام

استاد به امام به عنوان حکیم و عارفی بلند پایه و دانشمند، معتقد بود و مدت کمی هم در محضر ایشان تلمذ کرده بود. استاد آشتیانی در مقدمه ای که بر مصباح الهدایه امام نوشته است ، اظهار می دارد:

«یکی از آ ثار نفیس در مبحث نبوت و ولایت ، به طریقه محققان از عرفا و کمل از حکمای اسلامی ، رسالة مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة اثر سید سادات و اماجد العرفاء والفقهاء، قدوه الحکماء المتألهین، استاد محقق در حکمت متعالیه ، مرحوم مبرور، حضرت امام خمینی ، سقی الله تربته می باشد. مرحوم امام خمینی کتاب سر الصلوة ، که بحق اثری است بی نظیر، و شرح دعای سحر و اثر حاضر را به زبان عرفان ـ که لسان خاص این قبیل از آثار است و جز خاصه کمل از ارباب عرفان هیچ قلمی را توانایی آن نیست که اثری قابل دوام و کتابی که حق مطلب عرفانی را ادا نماید به وجود آورد ـ تصنیف فرموده اند… در این اثر منیف از مباحث توحید و… به طریقة حکما نیز گفت وگو شده است . زبان کتاب رسا و زیبا و بهجت افزاست ؛ مسائل غامض و مباحث عالیه نبوت و ولایت، در عبارات نسبتاً کوتاه، ولی رسا با مهارت تقریر شده است . مصنف عظیم همه جا به لسان خواص از عرفا با عبارات پر معنا سخن می گوید… در نحوة سیر یا سریان و به عبارت دیگر، ظهور حقیقت «نبوت محمدیه » و… مطالب دقیق و تحقیقی به قید تحریر آورده اند که خاص خواص و در بعضی از موارد ابتکاری است . مرحوم امام ، اعلی الله درجته فی المراتب العلمیه والعلمیه ، در ذوق و سلیقة علمی و پرهیز از ذکر مطالب غیر لازم نظیر ندارند. یکی از علل جاذبه قابل توجه در آن بزرگ زمانه ، علاوه بر نظم و ترتیب خاص در درس و بحث ، جامعیت او بود… .46

در شرح مقدمة قیصری نیز آورده اند:

امام «مدظله » از اساتید بزرگ عرفان در قرن اخیرند و ذوق و استعداد خاص در مبانی عقلی و عرفانی دارند از معظم له دو رساله نفیس ، یکی مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة و دیگر رساله ای در شرح دعای سحر، چاپ شده است که حاکی از تبحر و تدرّب آن استاد عالیقدر می باشد.47

استاد آشتیانی در مقدمه الشواهد الربوبیه که در سال 1386هجری قمری (حدود 40سال قبل ) نگاشته است در شرح حال اساتید طبقه بعد از ملا صدرا چنین می گوید:

«آقای حاج آقا روح الله خمینی … در رشته های مختلف : فقه و اصول و اخلاق و توحید تدریس می نمود و گاهی مستعدان و اهل ذوق را در علم اخلاق به سبک اهل توحید و لسان قرآن مستفیض می نمود و در این اواخر فلسفه و حکمت را ترک گفت … در مدت قلیلی کلیه حوزه های

«وجود بانویی با فرهنگ و فضیلت از فامیلی بزرگ، از مواهب الهیه جهت امام بودند و در تربیت فرزندان فرزانه نقش اساسی داشتند»

علمی را تحت الشعاع قرار داد و به تربیت فضلا اشتغال جست و حوزة او بهترین حوزة علمی بود. در فقه و اصول حوزه خارج داشت و جمیع طلاب مستعد از حوزة او استفاده می نمودند.48

نسبت به خانوادة امام

استاد علاقة زیادی به مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی داشتند و یکی از بهترین آثار خود (مشار الدراری ) را به وی هدیه کردند.

در مقدمه نیز نوشته است :

«این اثر نفیس بی نظیر را که مشتمل است بر عالی ترین مباحث توحید و ولایت تقدیم می دارم به روح پاک عزیزترین دوست از دست رفته ، استاد مسلم در علوم و معارف اسلامی ، مظهر عواطف ربانی ، انسان العین کمال ، قدوة ارباب تحقیق ، حجة الاسلام ، آیت الله فی الانام ، حاج آقا مصطفی موسوی خمینی …»49

آشتیانی از همسر امام نیز چنین یاد کرده است :

«وجود بانویی با فرهنگ و فضیلت از فامیلی بزرگ ، از مواهب الهیه جهت امام بودند و در تربیت فرزندان فرزانه نقش اساسی داشتند.»50

همچنین از مرحوم حاج احمدآقا نیز تجلیل کرده ، اظهار می دارد:

«جناب آقای حاج احمد آقا دومین فرزند ذکور ایشان و یار و مددکار و مشاور او در مهام امور بود.. بسیار باهوش و نکته سنج است … در مدتی که کارهای حساس در دست او بود زبان او به طرف شر حرکت ننموده و در صورت امکان به همه خدمت نمود.51

غروب

بقیة السلف حکیمان متأله و عارفانِ عالی شأن در بعدازظهر چهارشنبه سوم فروردین سال هشتاد و چهار در آستانة هشتاد سالگی ، قالب خاکی سوی خاک او فکند و جان و خرد به سماوات برد و به آشیان ابد پیوست .

پیکر شریفش در جوار حرم ملکوتی حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه آلاف التحیة والثناء ـ به خاک رفت .52

روح پاکش قرین رحمت باد.


پی نوشتها:

1. سزاوار است، مسئولین میراث فرهنگی و شورای محترم شهر آشتیان، منزل آن گرامی را تبدیل به «موزة حکمت و فلسفه» کنند، تا در حال و آینده سند افتخار و بلکه موجب رشد روح علم و انگیزة دانش باشد.

2. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 91.

3. آیت الله دانش آشتیانی (1329 ـ 1422 ق) از علمای حوزة علمیة قم و از مردان آسمانی عصر ما بود. او از محضر آیت الله حائری یزدی، سیدمحمّدتقی خوانساری، میرزا محمّد فیض قمی، … و در نهآیت آیت الله بروجردی استفاده کرد و از اساتید خود، دارای اجازات متعدد اجتهاد بود. بعد از تبعید امام خمینی و زمانی که پرداخت شهریة ایشان در قم ممنوع شد، این شهریه به نام آیت الله آقا میرزااحمد و سپس آقا میرزا محمدباقر آشتیانی با مباشرت مرحوم آیت الله دانش آشتیانی پرداخت می شد و سالها ادامه یافت. بعد از انقلاب او از سوی امام به امامت جمعة آشتیان منسوب شد. ن. ک: «فروغ پارسایی»، مهدی سلیمانی آشتیانی، ستارگان حرم، ج 13؛ موسوعة مؤلفی الامامیه، ج 2، ص 509.

4. الاجارة الکبیرة، ص 60.

5. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 94.

6. گلشن ابرار، ج 2، ص 884.

7. مصاحبه با استاد سیدجلال الدین آشتیانی، کیهان فرهنگی، ش 6، س 1364.

8. ن.ک: زندگینامة آیت الله بروجردی، علی دوانی.

9. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 92.

10. ن. ک: جرعه ای از اقیانوس، رمضان قلی زاده.

11. «مصاحبه با استاد سید جلال الدین آشتیانی»، کیهان فرهنگی.

12. دائرة المعارف تشیع، مدخل رفیعی قزوینی.

13. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 36.

14. «مصاحبه با استاد سیدجلال الدین آشتیانی»، کیهان فرهنگی.

15. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 52.

16. دانشنامة قرآن، ج 2، ص 1402.

17. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 92.

18. دانشنامة جهان اسلام، مدخل سید حسن بجنوردی.

19. مصاحبه با استاد سیدجلال الدین آشتیانی، کیهان فرهنگی.

20. شهر هزار حکیم، ص 159.

21. اساس التوحید، ص 17، (مقدمة سیدجلال الدین آشتیانی).

22. تمهید القواعد، ص 4، (مقدمة سیدجلال الدین آشتیانی).

23. اساس التوحید، ص 12، (مقدمة سیدجلال الدین آشتیانی).

24. شرح مقدمة قیصری، ص 93، مقدمه.

25. ن. ک: شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 93؛ اساس التوحید، مقدمة محقق، ص 6؛ «گفتگو با غلامحسین ابراهیمی دینانی»، روزنامة شرق؛ «مصاحبه با دکتر سیدمصطفی محقق داماد»، روزنامة جام جم؛ «مصاحبه با استاد سیدجلال الدین آشتیانی»، کیهان فرهنگی.

26. برای بررسی بیشتر، ن. ک: «عرض و طول فلسفة اسلامی»، دکتر سیدحسین نصر، خرد جاودان، ص 11 ـ 19.

27. شرح مقدمة قیصری، مقدمة پروفسور هنری کربن، ترجمة: سیدحسین نصر.

28. خرد جاودان، ص 23.

29. خرد جاودان، ص 617.

30. خرد جاودان، ص 11.

31. «ویژه نامة استاد سیدجلال الدین آشتیانی»، ص 8 ، کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شهریور و مهر 1377.

32. رسائیل حکیم سبزواری، ص 98.

33. هستی از نظر فلسفه و عرفان، ص 51.

34. ن. ک: «کتابشناسی استاد آشتیانی»، علی اصغر حقدار، خرد جاودان، ص 35.

35. ن. ک: خرد جاودان، مقالة آقای علی اصغر حقدار.

36. کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شهریور و مهر 1377.

37. نقل شاگردان، روزنامة شرق، 3/2/84.

38. «آشتیانی فیلسوفی در جوار حرم»، سیدمصطفی محقق داماد، روزنامة جام جم، 8/2/84.

39. ر. ک: رسائل حکیم سبزواری، ص 59.

40. رسائل حکیم سبزواری، ص 59 ـ 60.

41. آشتیانی با فلسفه اش می زیست، روزنامة شرق، 3/2/84.

42. «بازآفرین اندیشه ها»، محمدرضا ارشدی، روزنامة خراسان، 6/2/84.

43. «مرگ مرد»، غلامرضا امامی، روزنامة شرق، 3/2/84.

44. «در رثای امام عارفان»، سیدجلال الدین آشتیانی، کیهان اندیشه.

45. همان.

46. مصباح الهدایه الی الخلافة و الولآیت، مقدمه.

47. شرح مقدمة قیصری، مقدمه، ص 33.

48. الشواهد الربوبیه، مقدمه، ص 141.

49. مشارق الدراری، مقدمه، ص 12.

50. «در رثای امام عارفان»، سیدجلال الدین آشتیانی، کیهان اندیشه ها.

51. همان.

52. در ارائة این بخش از مقاله «حدیث طرب انگیز و دلباختگی» از دکرت محمدحسین شیبانی فر، روزنامة ایران (18/2/84)، بسیار بهره برده ایم.

منابع و مآخذ

1. الاجازة الکبیرة ، محمد سمامی حائری و سید محمود مرعشی ، قم : کتابخانة مرعشی نجفی ، اوّل ، 1414 ق.

2. الشواهد الربوبیة ، صدرالدین شیرازی ، تحقیق : سید جلال الدین آشتیانی ، مشهد: دانشگاه مشهد، 1360.

3. أساس التوحید، میرزا مهدی آشتیانی ، تحقیق : سید جلال الدین آشتیانی ، تهران : امیر کبیر، اوّل ، 1378.

4. أساس التوحید، میرزا مهدی آشتیانی ، تحقیق : منوچهر صدوقی سها، تهران : دانشگاه تهران ، اوّل ، 1330.

5. تمهید القواعد، ابن ترکه ، تحقیق : سید جلال الدین آشتیانی ، تهران : انجمن حکمت و فلسفة ایران ، اوّل ، 1355.

6. جرعه ای از اقیانوس ، رمضان قلی زاده ، قم : مشهور، 1379.

7. خرد جاودان ، جشن نامة استاد سید جلال الدین آشتیانی ، به کوشش : علی اصغر محمدخانی و حسن سید عرب ، تهران : فزان ، 1377.

8. دائرة المعارف تشیع ، تهران : مؤسسة دائرة المعارف تشیع ، 1372 ـ … .

9. دانشنامة جهان اسلام ، زیر نظر: غلامعلی حداد عادل ، تهران : بنیاد دائرة المعارف اسلامی ، 1375 ـ … .

10. زندگینامة آیت الله بروجردی ، علی دوانی ، مفاخر اسلام ، ج 12، تهران :، مرکز اسناد، 1379.

11. ستارگان حرم ، گروهی از نویسندگان ماهنامة کوثر، قم : زائر، 1376 ـ … .

12. شرح مقدمه قیصری ، سید جلال الدین آشتیانی ، قم : بوستان کتاب ، پنجم ، 1380.

13. شهر هزار حکیم ، عباس طارمی ، تهران : روزنه ، اوّل ، 1382.

14. کتاب ماه ادبیات و فلسفه ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، تهران .

15. کیهان اندیشه ، کیهان ، تهران : مؤسسة کیهان ، ش 24، خرداد و تیر 1368.

16. کیهان فرهنگی ، کیهان ، تهران : مؤسسة کیهان ، ش 6، س 1364 .

17. گلش ابرار، جمعی از پژوهشگران ، قم : معروف ، 1379 ـ … .

18. مجموعه رسائل فیلسوف کبیر حاج ملا هادی سبزواری ، تصحیح و تعلیق : سید جلال الدین آشتیانی ، تهران : انجمن حکمت و فلسفة ایران ، اوّل ، 1360 ق.

19. مشار الدراری، فرغانی ، تحقیق : سیدجلال الدین آشتیانی ، قم : بوستان کتاب ، 1379.

20. مصباح الهدآیت ، روح اللله موسوی خمینی ، مقدمه : سید جلال الدین آشتیانی ، تهران : مؤسسة تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، 1372.

21. موسوعة مؤلفی الامامیة ، مجمع الفکر الاسلامی ، قم : مجمع فکر اسلامی ، 1420 ق.

22. هستی از نظر فلسفه و عرفان ، سید جلال الدین آشتیانی ، مشهد: زوار، 1380 ق.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *